۱- تولدم گذشت...
هرسال یه جور میگذره.پارسال غمناک و سوت و کور بود. امسال شلوغ و پر هیاهو. ولی هم چنان معتقدم کاش دیگه هیچ کس تولدم رو بهم تبریک نگه. و هیچ کس هم یادش نیاد. حاضر بودم تنها توی خونه نشسته باشم و نت چک کنم تا اینکه مهمونی برام بگیرن و فرداش از دماغم در بیارن.
۲- اینکه مطلبی رو یکبار توضیح میدی و طرف نمی گیره ایراد نداره ولی وقتی ده هزار بار تکرار میکنی و باز نمی فهمه دیگه چیزی جز **خل بودن نیست !
- ما خدا رو داریم. خودش ما رو تا اینجا آورده، ازین به بعدشم کمکمون میکنه...
= امیدوارم...
خب امیدوارم و مرض! تو خودتم به حرفایی که میزنی معتقد نیستی...
(-_-) بگذریم...
۴- موقعیت های زیادی وحود داره که اگه هر کدومش جور شه زندگی ما به یه راه جدید میره. یه راه خیلی متفاوت. انقد شیرینی وجودش زیر زبونمه که هرکار میکنم فکر جدا شدن تو کَتَم نمیره.
خدا تو که میدونی چقدر خاطرش رو میخوام؟ همیشه کمک کردی بازم تنهامون نذار...
اینکه الان اینجاییم از لطف توئه... لطفت رو ازمون دریغ نکن!
من... فقط ... تورو... دارم! فقــــــــــــــــــــط تو!
همین!
برچسب:
نویسنده: یگانه توکلی
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 18:31