
۱-تولدمگذشت...هرسالیهجورمیگذره.پارسالغمناکوسوتوکوربود.امسالشلوغوپرهیاهو.ولیهمچنانمعتقدمکاشدیگههیچکستولدمروبهمتبریکنگه.وهیچکسهمیادشنیاد.حاضربودمتنهاتویخونهنشست...
ادامه مطلب
۱-وقتیحالشخوبنیستوبهروشنمیارهوفقطسرشرومیذارهتوبغلتوتوخودشجمعمیشهودیگهتکوننمیخوره،اینقلبتهکهفشردهمیشهوکارینمیتونیبکنی.فقطدستمیبریتوموهاشوبهخودتفشارشمیدیبلکهجفتتونآرومتربشین.چقدربیپناههونمیدونستم.چقدزسنگدلمونمیدونستم.چقدرتکیهگاهمونمیدونستم.خداحفظشکن،صبرواستقامتشبده.خداروشکرکهحداقلبهیهدردیمیخورم!۲-هنوزماونکتابها...جزوهها...دستنوشتههاداغونممیکنه.وسطخوشییهوپکرشدم.پکرهمهاونروزایگند...استرسها...فشارهایروحی...مریضیهام!اونهمهبارکهمُردمتازمینگذاشتم.(~__~)۳-منخوشبختم.گاهینم...
ادامه مطلب
پریشبیهکابوسبودوامشبیهقدمبهرویا...میترسم.هیجانزدهام.خیلیطولکشیدکهبهاینجابرسیم.خدایاکمک.توکهتااینجاشکمککردیبرایبقیشمهوایماروداشتهباش.خیلیلازمتداریم.خیلی...بینخودمونباشه،منبیشتر... ...
ادامه مطلب
۱-دوروزقبلبهعلتیکعددسوتیمجتبیجاندرمحلکارلورفت(فهمیدنکهبندهدرزندگیایشونم)بهحرفیکیازهمکاراشرسیدمکهگفتهبودآقایفلانیتویهجورذوقازدواجکردنداریآدمهوسمزدوجشدنمیکنه(*-*)فداذوقیدنشبشممنخب(^_^)۲-دیشبحرفزدیمکهممکنهاتفاقیقضیهبرایخانوادشهملوبره(توتماسهایتلفنیآقایصاحبکارلوبدهد)یهوزدبهسیمآخرگفتاصلاهمینالانخودمبهمامانمیگم:|رسماپسافتادم...بایدبرمدکتر...واقعانمیشهاینجوری...تحملاینحداسترسهولناکه...۳-حالبهتریدارم...روزایبهتریه...رویاهامقشنگشدن...خدایاکمکمونکن...۴-جوخانوادگیمچقدربهترشده!خوشحالمبرایهممون...:)۵-میخوامدرسبخونم...همونحسابداری،دقیقاهمبخاطربازارکار...نمیتونمپیشبینیکنمچهاتفاقاتیتوراههولیمیتونمیهجادهصافکنمکهاگهرفتیمسمتخاکیبکشمشبیرونکهنریمتهدره...بایدطنابباشمبراش...جلویکسییاکاریرونمیتونمبگیرمولیپیشبینیکهم...
ادامه مطلب
۱-کمرمشدیداملتهبه.بعدازیهمدتطولانیکمکاریامروزکنفیکونکردمتومهمانداری....خداقوتدلاور:/۲-بالاخرهبهتوافقرسیدیمکیهمروببینیم....گویندلعلشودسنگدرمقامصبر/آریشود،ولیکبهخونجگرشود...خونبهجگرشدمولیبالاخرهیهنفسیکشیدیم:)۳-تکرفیقجوابنمیدهد:(خداکنهازمدلشنشکستهباشه...دخملیمنمجبورمکهلطفتروقبولنکنممیفهمی؟بخاطرخیلیمسایلکهبرایمناهمیتندارهوبرایمادرمچرا...چقدراینروزهالازمداشتمباهاتحرفبزنمونشد.نشدکهبیام....لعنتبهمن(-_-)۶-پیشانی...منراکجامینشانی؟هرچههستخیرباشدانشاالله...۷-چهلمیلیونچک....ودیگرهیچ!خداعاقبتهممانرابخیرکند:/...
ادامه مطلب
۱- خیلی عجیبه... به طرز عجیبی بی حوصله ام، واقعا حوصله هیچی رو ندارم. با خودم ساعتها حرف می زنم: میخندم، غمگین میشم، عصبانی میشم، می زنم به مسخره بازی.. اما تا به بقیه می رسم زبونم قفل میشه. دلم نمیخواد چیزی بگم و حرف هام ته میکشه... کاش می دونستم چه مرگمه والا... ۲- از حدود یک سال قبل که پیش مامان خوابیده بودم و کابوس خیلی بدی دیدم دیگه دوست ندارم پیشش بخوابم.... و حتی دیگه آغوشش برام آرامش بخش نیست... این هم عجیبه... همه با گذاشتن سرشون رو پای مادرشون آرامش می گیرن و من بدتر از خواب رفتن کنار مامان فراریم... بس که انرژی منفی ازش میاد... بس که نا آرومه... ۳- تو همایش...
ادامه مطلب